تبليغاتX
درد و دل های تنهایی - مناجات
با آدرس ميانبر http://h-alavi.tk سريعتر به من سر بزنيد

          

سپاس خدائي را سزاست که اولين ستوده شده و آخرين معبود است , آن وجودي که آغاز آن معلوم نيست, و براي آغازش پاياني نيست, و موجودي که قبل از آفرينش بوده بدون آنکه ايجاد شده باشد , و موجودي که در هر جا هست بدون آنکه ديده شود, و آنکه به هر سخن آرامي نزديک است بدون نزديکي ظاهري.

پنهانها در برابرش آشکار , و قلوب در مقابل عظمتش حیرانند, نه دیدگان عظمتش را یافته , و نه قلوب با اینکه از آنها در حجاب است معرفتش را منکرند, در دلها نمایانده می شود, بدون آنکه پندارها او را محدود ساخته و در اندازه گیری قرار گیرد, و نه آنکه افکار او را درک نماید.آنگاه از جانب خود نشانه و دلیلی برای برتری اش بر هر ضد و همانند و هم شکلی قرار داد, پس یگانگی اش نشانه ربوبیت او , و مرگی که گریبانگیر مخلوقاتش می گردد خبر دهنده ای از آفرینش او و قدرتش می باشد , خلقت آنان از نطفه ای – در حالیکه چیزی نبودند – دلیلی است بر آنکه پس از نابودی آنان مخلوقات را دوباره خلق کند, همانگونه که نخستین با آفرید .

و ستایش خدائی را سزاست که گردنکشان با نافرمانیشان به او ضرری نزده , و عابدان با اطاعت کردنش به او بهره ای نرسانند , آنکه بر گردنکشان پر ادعا بردبار , و به آنانکه برای او شریک قائل هستند مهلت می دهد , آنکه در فرمانروائیش بدون محدودیت زمانی جاودانه بوده و بعد از گذشت روزگاران پابرجاست , و یگانه و یکتا و بی نیازی که از داشتن همسر و فرزند منزه است.

آنکه آسمانها را بدون تکیه گاه برافراشت , و ابرها را بدون وسیله به حرکت در آورد , آنکه بدون لشکر بر مردم غالب می باشد , او خداوند یگانه و یکتایی است که نزاده و زاده نشده و همتائی ندارد.

و ستایش خدائی را سزاست که فضل خود را اصرار کنندگان بر نافرمانیش دریغ ننمود , و تلاشگران در طاعتش قارد نیستند کوچکترین نعمتش را پاداش دهند , بی نیازی که روزیش را از منکرانش دریغ نمیکند , و روزیهای بندگان از عطاهایش نمی کاهد , آفریننده مخلوقات و نابود کننده آنها , و ایجاد کننده دوباره مخلوقات , و آغاز کننده و پایان بخش آنها , دانا به آنچه دلها پوشیده داشته و نیات آنها را پنهان دارند , و زبانها در بیانش اختلاف داشته و زمانها آنرا به فراموشی سپرده باشند.

زنده ای که نمیمیرد و پابرجائی که خحواب نمیرود و جاودانه ای که همواره بوده , و عالی که ستم نمیکند , آنکه به فضلش از گناهان بزرگ می گذرد , و آنانی را که عذاب می کند بر اساس عدالتش می باشد , از گذشت وقت ترسی نداشته و از اینرو بردبار است ,  و از نیاز به خود , آگاه است و از اینرو مورد ترحم قرار می دهد , و در کتاب محکمش فرموده : (( اگر خداوند مردم را به سبب گناهانشان مورد مواخذه قرار می داد هیچ جنبنده ای روی زمین باقی نمی ماند )).

او را می ستایم ستودنی که خواستار افزایش نعمت او بوده و از نقمت و عذابش به او پناهنده ام , و به او نزدیکی می جویم با اعتقاد به پیامبرش , آنکه او را برای وحیش برگزید , و برای رسالتش انتخاتب نمود , و به شفاعتش اختصاص داد و قیام کننده به حقش می باشد , یعنی محمد که درود خدا ر ا او و خاندان او و اصحابش , و بر تمامی انبیاء و مرسلین و فرشتگان باد.

خداوندا ! آرزوه کهنه شده و حالات دگرگون گشته , و زبنها دروغ می گویند , و وعده ها جز وعده تو به تخلف گرائید , بدرستیکه تو وعده بخشش و انعام داده ای , خدایا بر محمد و خاندانش دردود فرست و از فضلت به من عطا کن و مرا از شیطان رانده شده پناه ده .

پاک و منزهی , و حمد تو را سزاست , و چقدر برتر و بردبار و کریمی , بردباریت شامل تمرد جباران گشته , و نعمتت شکر شاکران را در خود فرو برده , و بردباریت از شمردن شمارشگران برتر گردیده , و فضلت از توصیف توصیفگران عظیم تر است .

و اگر فضلت نبود چگونه حلم ورزیدی نسبت به کسی که او را از نطفه ای آفریدی در حالیکه چیزی نبود , و او را با روزی پاکت پرورش دادی , و در نعمتهای پیاپی ات بوجود آوردی , و در زمین که برای او جایگاه آرامشی است او را جای دادی , و او را به اطاعت فراخواندی , و او با احسانت دست به نافرمانیت زد و منکر تو گردید , و در فرمانروائیت غیر تو را بندگی کرد.

و اگر بردباریت نبود چگونه بمن مهلت دادی , در حالیکه پوششت را بر من مقرر داشتی , و به شناختت مرا گرامی داشته ای , و زبانم را به شکرت آزاد ساخته و مرا بسوی طاعتت هدایت نمودی , و حرکت بسوی کرامتت را بر من آسان ساختی , و راه نزدیکی ات را برایم حاضر نمودی .

اما پاداش تو از جانب من آن بود که من نیکی ات را به بدی پاسخ داده , در حالیکه بر انجام اموری که تو را خشمگین می کند حریص بوده , و نقمت و عذابی که باید از جانب تو شامل من شود را کم می انگارم ....

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:14  توسط elysian (سیدحسام الدین )  |